كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

763

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

ادْفَعْ بِالَّتِي دفع كن بخصلتى كه بهر حال هِيَ أَحْسَنُ آن نيكوتر است السَّيِّئَةَ بدى را حضرت عزّت حبيب خود را از مكارم اخلاق باتم و اكمل و اشرف و اجمل آن مىفرمايد و مىگويد دفع كن به‌آنچه نيكوتر است بدى را يعنى بعفو و رحمت از سر گناه مجرمان درگذر بر وجهى كه وهنى در دين نبود يا دور كن جهل سفها را از ايشان بحلم خود يا بازدار مردم را از معاصى بامر فرمودن به طاعت يا دفع كن شرك مشرك را به كلمه توحيد يا محو ساز منكر را بامر معروف امام قشيرى رح فرموده كه دفع كن جفا را به وفا يا اشارت نفس را به بشارت قلب يا ظلمت خلايق را بنور حقايق يا حظوظ خود را بحقوق خداى تعالى يا طى كن تيه حوادث را بقدم سلوك در طريق معرفت قدم نظم چو طى گشت تيه حوادث از آنجا * بملك قدم ران به يك حمله محمل در ان قلزم نور شو غوطه زن * فروشوى از خويشتن ظلمت ظل يكى خوان يكى دان يكى جو يكى گو * سوى اللّه و اللّه زور است و باطل نَحْنُ أَعْلَمُ ما داناتريم بِما يَصِفُونَ به‌آنچه صفت مىكنند ترا از شعر و سحر يا به‌آنچه از صفت ما مىگويند از اتخاذ اولاد و شركاء وَ قُلْ رَبِّ و بگو اى پروردگار من أَعُوذُ بِكَ پناه مىگيرم به تو مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ از وسوسه‌هاى ديوان كه داعى به ضلالت و معصيت‌اند يا از در انداختن ايشان مردمان را بفريب و غرور در مهالك و مهاوى وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ و پناه مىآرم به تو اى پروردگار من أَنْ يَحْضُرُونِ از آنكه حاضر شوند نزديك من بوقت صلاة يا زمان تلاوت يا از آنكه گرد من گردند در همه احوال يا از آنكه مرا رنج رسانند حَتَّى إِذا جاءَ متعلق است بما يصفون يعنى كفار پيوسته ترا او مرا به بدى وصف مىكنند تا وقتى كه بيايد أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ يكى از ايشان را مرگ و به گمراهى خود دانا گردد و مرگ را به معاينه بيند و آثار عذاب مشاهده كند قالَ گويد از روى حسرت رَبِّ ارْجِعُونِ اى آفريدگار من باز گردان مرا به دنيا صيغه جمع براى تعظيم مخاطب است امام ثعلبى با جمعى از مفسران برآنند كه خطاب با ملك‌الموت و اعوان او است كه اول به كلمه رب استغاثه مىنمايد از خداى و به كلمه ارجعون رجوع مىنمايد به ملائكه كه بازگردانيد مرا لَعَلِّي أَعْمَلُ شايد كه من بكنم صالِحاً عملى شايسته فِيما تَرَكْتُ در آن چيزى كه بگذاشته‌ام كه ايمان است يعنى ايمان آرم و در ان عمل صالح كنم كَلَّا ردع است از طلب رجعت يعنى حاشا كه او را بازگردانند إِنَّها به درستى كه آن درخواست كَلِمَةٌ سخنى است كه به‌واسطه غلبه حسرت بر او هُوَ قائِلُها او گوينده آن است وَ مِنْ وَرائِهِمْ و از پيش مشركان بَرْزَخٌ مانعى است ميان رجعت و ايشان يعنى قبر كه درو خواهند بود إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ تا روزى كه برانگيخته شوند از ان -